سلام به همه ی عزیزان چه جدید چه قدیمی های ناز

ببخشید که این آپم یکـــــــــــــــــــــم دیر شد

اینم از

 

دو عامل می تواند ما را در اطاعت کردن از خداوند یاری دهد:

۱- درک هیبت ‌عظمت قدرت و محبت او

۲- میل و اشتیاق درونی به خشنود ساختن او

به عقیده ی برخی معاصرین، کتب آسمانی، دیگر قدیمی شده اند. اما باید به این گروه یادآور شد که با وجود کهنگی یا قدیمی بودن این کتب، حقایق نهفته در آنها همیشه و در هر عصری تازه و نو هستند.

انسان با نگاه کردن به آنانی که بالاتر از خود هستند غالبا دچار احساس یأس و دلسردی می شود اما اگر نگاه خود را به بالاترین نقطه بدوزد یعنی خدا، لبریز از امید و نشاط و خشنودی خواهد شد.

برخی می گویند « نباید به انتظار پیش آمدن فرصت ها نشست بلکه باید شخصا آنها را ایجاد کرد. » و من این گفته را آزموده ام و درست آمد. شما نیز امتحان کنید.

معیارهای ما برای زیستن، ارزش شخصیت ما را آشکار می نماید.

اگر درک درستی از آینده نداشته باشیم، نمی توانیم ارزش واقعی حال را دریابیم و اگر درک درستی از اهمیت زمان حال نداشته باشیم، نمی توانیم بنیان اهداف آینده را با دقت و محکم پی ریزی کنیم.

خداوند ما را در قالب خود آفریده، نکوشیم او را در قالب خود در آوریم.

بزرگترین انگیزه ی من در زندگی، یافتن راه بازگشت به آغوش خداوند است و در این مسیر، ایمان نیروی حرکتمان، امید خوراکمان و عشق راهنمای من خواهند بود.

اگر کودکی راه بازگشت به خانه را گم کرده است، یک نفر باید راه را به او نشان دهد. ما کودکان گمشده ی این جهانیم و تنها یک نفر راه رسیدن به سرمنزل مقصود را می داند.

بزرگترین و ماندنی ترین ارزش ها، ارزش های آسمانی است.

اگر حقایق الهی را به درستی شناخته، درک کنیم، دروغ های شیطان را آسان تر تشخیص خواهیم داد.

قلبی که امواجش روی فرستنده های آسمانی تنظیم شده باشد، همیشه موسیقی زیبای پرستش از آن شنیده می شود.

برای رسیدن به بلوغ معنوی، هیچ راه میان بری وجود ندارد.

داشتن نیم نگاهی به پشت سر هنگامی ثمربخش است که از نگاه کردن به جلو غافل نشویم، در غیر اینصورت حتما زمین خواهیم خورد.

وقایع زندگی ما همه از سوی خداوند طراحی شده است، اما طرح ریزی چگونگی برخورد با آنها به عهده ی خود ماست.

خداوند همواره نیکوست، حتی هنگامی که هیچ چیز در اطراف ما نیکو نیست.

ایمان به خدا را در این عصر بی ایمانی باید دودستی محکم چسبید، اما نه آنطور که چیزی از آن به کسی نرسد.

عشقی که در آن عمل نباشد شوری زودگذر بیش نیست.

اگر می خواهید به خردمندی سخن گویید اول باید بیاموزید که به سخنان خردمندان گوش بسپارید.

آنانی که حقیقت را راجع به شما، به شما می گویند دوستان حقیقی شما هستند.

به گونه ای زندگی کنید که گویی امروز آخرین روز حیات شما بر روی زمین است. چرا که ممکن است همین طور نیز باشد.

زندگی برای کسی که قلبی شکرگزار دارد همیشه شادمانه می گذرد.

کارهای کوچک ما، اگر به قصد کمک و شادی بخشیدن به دیگران باشد به کارهایی بزرگ نزد خدا بدل خواهند شد.

حیوانات نیز صاحب و مالک خود را می شناسند. آیا ما انسان ها نیز صاحب و مالک خویش را می شناسیم؟

زندگی ما باید همانند آیینه ای باشد که دیگران ارزش های الهی و انسانی را در آن ببینند.

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه

برای همتون آرزوی موفقیت میکنم

دست علی یارتون

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 23:16  توسط احمد  |